کد خبر: ۱۳۹۵۸
۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۰
علی باغبان‌باشی اسطوره دو و میدانی مشهد بود

علی باغبان‌باشی اسطوره دو و میدانی مشهد بود

علی باغبان‌باشی رکورددار اسبق دوومیدانی جهان، قهرمان اسبق ماراتن جهان، ۲۱۹‌مدال و ۱۰۵‌گلدان افتخار در كارنامه خود دارد. او ۴ آبان ۱۴۰۰ چهره در نقاب خاک کشید و در نودوهفت‌سالگی به سبب کهولت سن و بیماری، دار فانی را وداع گفت.

وقتی برای نخستین بار نامش تیتر بزرگ مطبوعات ورزشی دهه‌۲۰ شد تازه فهمید که سرنوشتش به‌گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. آنجا روی جلد مجلات ورزشی با فونت درشت نوشته شده بود: «افتخار بزرگی برای ملت ایران تهیه شد.»

جنگ جهانی دوم تازه به پایان رسیده بود؛ اوایل دهه۲۰. آلمانی‌ها از ایران رفته بودند، اما سربازان شوروی سابق هنوز چترشان در کشور ما باز بود. همان سال‌ها بود که حوزه نظام وظیفه برای سربازگیری راهی روستا‌ها شد تا کمبود نیرو‌های نظامی‌اش را جبران کند.

او که تک‌فرزند یک خانواده از روستایی خوش آب و هوا در نزدیکی شهر مشهد به نام «طرقبه» بود نیز همچون جوانان دیگر روستایشان به سربازخانه هنگ ویژه که آن سال‌ها در پشت کوهسنگی قرار داشت، رفت تا خدمت مقدس سربازی را آغاز کند. اما نمی‌دانست که با گذشت ۴۵روز تقدیر برای او، چنان رقم می‌خورد که آوازه‌اش دنیای ورزش دو ومیدانی جهان را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد.

*استاد علی باغبانباشی، اسطوره دوومیدانی نه‌تنها خراسان بلکه کشور، ۴ آبان ۱۴۰۰ چهره در نقاب خاک کشید و در نودوهفت‌سالگی به سبب کهولت سن و بیماری، دار فانی را وداع گفت. این گفتگو ۱۶ شهریور ۹۱ در شماره ۲۰ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.

با تنبیه انضباطی سربازخانه دونده شدم

استادعلی باغبان‌باشی، قهرمان اسبق ماراتن جهان و صاحب ۲۱۹‌مدال و ۱۰۵‌گلدان افتخار، با ۸۹سال سن ساکن یکی از خیابان‌های بلوار معلم در محله آزادشهر مشهد است. او در مرور خاطراتش می‌گوید: سال‌۱۳۲۲ بود که به خدمت سربازی رفتم. درست ۴۵‌روز از خدمتم گذشته بود که دلم برای خانواده‌ام تنگ شد و با سه سرباز دیگر از پادگان بدون گرفتن مرخصی بیرون زدیم. خودم را پیاده به طرقبه رساندم و یکی دو روزی را در کنار خانواده ماندم. 

وقتی برگشتیم هر چهار نفر ما به دلیل غیبت باید تنبیه می‌شدیم. تنبیه ما چهار دور دویدن دور حیاط بزرگ پادگان بود. وقتی شروع کردیم به دویدن آن سه سرباز دیگر همان دور‌های اول خسته شدند. اما من بعد از دور دوم تازه بدنم گرم شده بود و چهار دور را بدون خستگی به پایان رساندم. همین مسئله برای سرگروهان ما بسیار جالب و تعجب‌آور بود؛ بلافاصله با مدیر‌کل تربیت‌بدنی وقت تماس گرفت و گفت: «سربازی داریم که هشت کیلومتر دویده، اما انگار نه انگار».

 

کسب نخستین مدال طلا همراه با رکورد‌زنی

خبر رکوردزدن باغبان‌باشی در مشهد به‌سرعت به تهران رسید. یک ماه بعد قرار بود مسابقه مهمی در امجدیه تهران برگزار شود. خودش می‌گوید: مدیر‌کل تربیت‌بدنی مشهد از من خواست که برای این مسابقه به تهران بروم. برایم عجیب و جالب بود؛ من همه جای شهر مشهد را نمی‌شناختم، چه برسد به تهران؛ بنابراین با مدیرکل تربیت‌بدنی به تهران و امجدیه رفتیم. آنجا دیگر لباس و کفش ورزشی داشتم و روی لباسم نوشته بودند: مشهد. این بار هم در کنار دوندگان نامی کشور ایستاده بودم.

«عزیز وکیل منفرد» که هشت سالی نفر اول ایران بود، در میان آنها قرار داشت. صدای تپانچه که آمد، نمی‌دانستم باید بازی را آغاز کنم. با دلهره کمی اطرافم را نگاه کردم، اما با صدای مدیر تربیت‌بدنی که فریاد می‌زد «برو»، شروع کردم. او ادامه می‌دهد: دور دهم مسابقه نفر سوم بودم. ۵۰۰ متر مانده به آخر مسابقه به «عزیز وکیل منفرد» رسیدم و از او جلو زدم و در۴۰۰‌متر آخر با سرعت عجیبی از خط پایان گذشتم. همانجا بود که اولین مدال طلا را کسب کردم و رکورد ایران را علاوه برمشهد در تهران نیز شکستم.

 

با پوتین سربازی رکورد ایران را شکستم

باغبان‌باشی در ادامه می‌گوید: دو روز بعد مدیر‌کل تربیت‌بدنی من را برای مسابقه دو ومیدانی که در مجموعه ورزشی سعد‌آباد برگزار می‌شد؛ دعوت کرد. من از پادگان با لباس و پوتین سربازی به سعد‌آباد منتقل شدم. راستش را بخواهید تا آن زمان هیچ چیزی از لباس، کفش و میدان ورزشی نمی‌دانستم.

از پادگان با لباس و پوتین سربازی به سعد‌آباد منتقل شدم و با پوتین همپای قهرمانان کشور دویدم

به من گفتند که باید با این هفت‌نفری که برای مسابقه دوی ۵هزارمتر آمده بودند، بدوی. همه آنها از قهرمانان و نام‌آوران دو ومیدانی مشهد و کشور بودند، اما من آنها را نمی‌شناختم.

ایستادم سر خط و با آنها شروع به دویدن کردم؛ گام‌ها را با پوتین سربازی بلند برمی‌داشتم. دور پنجم را که دویدم تازه بدنم گرم شد. دور دهم ۳۰۰‌متر مانده به آخر با سرعت عجیبی از نفر اول جلو زدم و همان‌جا یعنی در اولین مسابقه رسمی‌ام بدون تمرین و آمادگی و با لباس سربازی، ۱۵‌دقیقه و ۴۷‌ثانیه رکورد ایران را شکستم و اولین گلدان نقره را صاحب شدم.

 

قهرمانی در مسابقات بین‌المللی

باغبان‌باشی بعد از کشف استعدادش در ورزش دو ومیدانی به توصیه مسئولان وقت خدمت سربازی را در همان آغاز راه به پایان می‌برد و برای آمادگی جسمانی و تمرین مداوم در تهران می‌ماند. او می‌گوید: برای اینکه بیکار نباشم با توصیه مسئولان وقت و با مدرک دیپلم آن زمان کارمند وزارت اقتصاد و دارایی شدم، اما بیشتر وقتم را در اردو می‌گذراندم.

باغبان‌باشی در ادامه می‌گوید: در نخستین مسابقات بین‌المللی دو ومیدانی که در ترکیه برگزار می‌شد، «عثمان جاسکول» قهرمان نامی ترکیه را نیز پشت‌سر گذاشتم و اول شدم. بعد از آن در تمام مسابقات جهانی تا مدت‌ها رکورددار بودم و با قهرمانان نامی دنیا رقابت و مدال طلا در رشته‌های ۳هزار، ۵‌هزار و۱۰هزار متر را کسب کردم. همچنین تا سال‌ها رکورد ۸۰۰ تا ۱۰ هزار متر ایران در دست من بود.

 

علی باغبان‌باشی رکورددار اسبق دوومیدانی جهان، ۲۱۹‌مدال و ۱۰۵‌گلدان افتخار در كارنامه خود دارد

 

شکستن رکورد دوی ماراتن در بازی‌های المپیک

او که با شرکت در نخستین المپیک نیز هم زمان در سه رشته مدال طلا کسب کرده، می‌گوید: در سه المپیک استرالیا، ژاپن و ایتالیا شرکت کردم. همچنین در بازی‌های آسیایی که در تهران برگزار شد، مشعل‌دار بودم، اما در بیشتر بازی‌های بین‌المللی در رشته‌های مختلف نیز حضور داشتم.

از او درباره چگونگی حضورش در رشته دوی ماراتن می‌پرسم و او پاسخ می‌دهد: بعد از کسب مدال‌های طلا و رکورد‌شکنی‌های پی‌درپی به دلیل اینکه در تمرین به‌طور معمول از کرج تا امجدیه را می‌دویدم، از من خواسته شد خودم را برای آمادگی در رشته دو ماراتن برای شرکت در المپیک رم آماده کنم که خوشبختانه در این بازی‌ها نیز با اختلاف ۲دقیقه و۲۰ ثانیه رکورد جهان را در رشته ماراتن شکستم.

در سه المپیک استرالیا، ژاپن و ایتالیا شرکت کردم و در بازی‌های آسیایی تهران هم مشعل‌دار بودم

 

روزانه ۸۰۰‌حرکت ورزشی انجام می‌دهم

او همسر و خانواده را مشوق اصلی در زندگی‌اش می‌داند و می‌گوید: روزانه ۸۰۰ حرکت ورزشی انجام می‌دهم و اگر در سانحه تصادف با ماشین هنگام تمریناتم در جاده کرج پا‌هایم آسیب نمی‌دید، هنوز هم می‌توانستم در این سن بدوم. باغبان‌باشی رمز طول عمر و سلامتش را حرکات ورزشی درست و تغذیه صحیح می‌داند و می‌افزاید: متاسفانه ما همکاران ورزشکار بسیاری داشتیم که همه آنها دچار بیماری‌های لاعلاجی شدند و علت آن برمی‌گردد به اینکه بعد از بازنشستگی، ورزش وتمرین یا تغذیه و رژیم غذایی را ادامه ندادند.

 

همه مشهد من را می‌شناسند

از او درباره ارتباطش با همسایه‌ها می‌پرسم؛ می‌گوید: تمامی محل که هیچ تقریبا همه مشهد من را می‌شناسند و هر جا که می‌روم به من ارادت دارند. او که در پارک ملت نیز به ورزش می‌پردازد، می‌گوید: بعضی وقت‌ها صبح زود به پارک ملت می‌روم؛ با جوان‌ها ورزش می‌کنم و آنها را تمرین می‌دهم. از او درباره چگونگی نام‌گذاری سالن ورزشی باغبان‌باشی می‌پرسم که می‌گوید: مسئولان وقت لطف داشتند و پس از اینکه این سالن آماده بهره‌برداری شد، آن را به نام این‌جانب نام‌گذاری کردند؛ البته خیابانی در تهران نیز به نام بنده نام‌گذاری شده است.

 

علی باغبان‌باشی رکورددار اسبق دوومیدانی جهان، ۲۱۹‌مدال و ۱۰۵‌گلدان افتخار در كارنامه خود دارد

 

۱۸۰ مجله و روزنامه درباره او نوشته‌اند 

از آغاز گفت‌و‌گو با این پیر- جوان ورزش دوی ایران، آلبومی را روبه‌رویم قرار داد که در آن ده‌ها گزارشی را که در ارتباط با افتخار آفرینی‌هایش در روزنامه‌ها و مجلات ورزشی در سال‌ها و دهه‌های مختلف چاپ شده، جمع‌آوری کرده که با ورق زدن آن می‌تواند خاطراتش را مرور کند.

وقتی تیتر‌های افتخار آفرینی‌هایش را با شوق به من نشان می‌دهد، حس می‌کنم انگار همین دیروز مدال‌ها را گرفته است. وقتی از او می‌پرسم آیا دوست دارد باز هم مسابقه بدهد، می‌گوید: شاید باور نکنید؛ هنوز هم این انرژی و استعداد در من هست، اما بسیار متاسفم که زانوی پای چپم آسیب دیده و نمی‌توانم بدوم. این را که می‌گوید حسرتی بزرگ را در نگاهش می‌بینم. به آلبوم تیتر‌های روزنامه‌های قدیمی که حالا کمی هم زرد شده، نگاه می‌کنم؛ نوشته‌ای توجه‌ام را جلب می‌کند: از طرقبه تا حرم امام‌رضا (ع) ۴۲‌کیلومتر بود؛ صبح زود پیاده می‌رفتم و برمی‌گشتم.

از طرقبه تا حرم امام‌رضا (ع) ۴۲‌کیلومتر بود؛ صبح زود پیاده می‌رفتم و برمی‌گشتم

 

تا ۴۸ سالگی می‌دویدم

باغبان‌باشی که تا سن ۴۸‌سالگی ورزش دو را ادامه داده، می‌گوید: ۳۱‌سال سرمربی تیم مشهد و ۱۵سال نیز در تهران مربی تیم ملی بودم. او که در سه رشته دو ومیدانی، قهرمانانی نامی را پرورش داده است، می‌افزاید: پنج فرزند دارم که آنها نیز به ورزش اهمیت می‌دهند. او ادامه می‌دهد: بعد از انقلاب و بازنشستگی‌ام به مشهد برگشتم. باغات طرقبه را که میراث پدری‌ام بود، فروختم و این خانه را که در خیابان معلم است، تهیه کردم.

 

*این گزارش پنج شنبه، ۱۶ شهریور ۹۱ در شماره ۲۰ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44